یکشنبه / ۲۹ شهریور / ۱۴۰۵ Sunday / 20 September / 2026
×
هوش مصنوعی از دسترسی عمومی تا بحران مالکیت فکری
دکتر فردین مصطفایی | پژوهشگر حوزه رسانه

هوش مصنوعی از دسترسی عمومی تا بحران مالکیت فکری

نقش روابط عمومی‌ها در تقویت رضایتمندی بیمه‌گزاران
مریم زمردیان | مدیر روابط عمومی شرکت بیمه سامان

نقش روابط عمومی‌ها در تقویت رضایتمندی بیمه‌گزاران

طرح مفهوم و امکان «روزنامه‌نگاری ملی» یا «روزنامه‌نگاری ایرانی» بحث‌های تازه‌ای را در میان استادان، پژوهشگران و فعالان رسانه برانگیخته است؛ بحثی که در کنار شیوه‌های حرفه‌ای خبررسانی، نسبت روزنامه‌نگاری با تاریخ، فرهنگ، هویت ملی و تجربه زیسته جامعه ایران را مورد توجه قرار می دهد.
استقلال و آزادی، پیش‌شرط شکل‌گیری روزنامه‌نگاری ایرانی است

به گزارش آژانس خبری پی آر؛ این دیدگاه، پرسش‌هایی جدی را پیش روی پژوهشگران قرار می‌دهد: آیا روزنامه‌نگاری در ایران، افزون بر اصول و استانداردهای حرفه‌ای مشترک، واجد سنت، هویت و مختصات تاریخی و فرهنگی خاص خود نیز هست، به‌گونه‌ای که بتوان از «روزنامه‌نگاری ایرانی» سخن گفت؟

در همین چارچوب، شفقنا رسانه دیدگاه دکتر محمدمهدی فرقانی، استاد و پیشکسوت روزنامه‌نگاری، را درباره امکان «روزنامه‌نگاری ایرانی»، مؤلفه‌های آن و الزامات حرکت رسانه‌های کشور در این مسیر جویا شده است.

زمانی می‌توانیم از روزنامه‌نگاری ملی صحبت کنیم که ملزومات روزنامه‌نگاری برای روزنامه‌نگاران فراهم باشد

ابتدا می‌خواهم نظر کلی شما را درباره این دیدگاه بدانم؛ آیا اساساً می‌توان از چیزی به نام «روزنامه‌نگاری ایرانی» سخن گفت؟ به عبارت دیگر، آیا روزنامه‌نگاری در کنار اصول و قواعد مشترک جهانی، می‌تواند هویت ملی و فرهنگی هم داشته باشد؟

روزنامه‌نگاری به‌طور کلی یک‌سری قواعد جهان‌شمول دارد که رعایت این قواعد برای همه کشورها ضروری است. به این معنا که روزنامه‌نگار باید در جست‌وجوی حقیقت باشد، امانت‌دار باشد و از صحت و دقت آنچه منتشر می‌کند اطمینان داشته باشد و در جهت ارتقای آگاهی، دانش و اطلاعات مخاطب عمل کند.

همچنین باید از توهین، تهمت، افترا و هتک حرمت نسبت به هر کسی خودداری کند. روزنامه‌نگار وظیفه نقد و نظارت بر قدرت را نیز بر عهده دارد، زیرا قدرت همواره در معرض خطاست و باید یک چشم ناظر از سوی مردم، که همان روزنامه‌نگاران هستند، بر اعمال و رفتار قدرت نظارت داشته باشد.

اما در عین حال، روزنامه‌نگار می‌تواند از بنیادهای تمدنی، فرهنگی و تاریخی کشور خود در جهت پالایش این حرفه، خدمت بیشتر به مردم و حفظ مصالح عمومی استفاده کند.

به عنوان مثال، در فرهنگ دینی ما دروغ به‌عنوان گناه کبیره شمرده می‌شود و توهین و هتک حرمت افراد گناه بزرگی محسوب می‌شود. بنابراین، ما باید به طریق اولی نسبت به این امور حساس باشیم و از زبان پاک، زبان تفاهمی و زبانی که در آن هتک حرمت و حیثیت نباشد، استفاده کنیم.

این امر می‌تواند از فرهنگ ملی، تاریخی و دینی ما بهره بگیرد و در این جهت تلاش کند تا روزنامه‌نگاری، تا حد امکان، روزنامه‌نگاری ایرانی و تا حد امکان روزنامه‌نگاری قابل دفاع و در خدمت مردم و به دور از هیاهو باشد.

از این منظر، روزنامه‌نگاری می‌تواند ضمن رعایت قواعد جهان‌شمول روزنامه‌نگاری، رنگ و بوی ملی و بومی نیز داشته باشد. به این معنا که از آموزه‌های تاریخی، فرهنگی و تمدنی در جهت ارتقای کیفیت و پیشبرد شرافت حرفه‌ای کمک بگیرد.

متأسفانه می‌بینیم که زبان روزنامه‌نگاری ما -منظور همه انواع رسانه است – زبان پاک و پالوده‌ای نیست و در آن توهین، تهمت، هتک حرمت، افترا و… فراوان دیده می‌شود. حریم خصوصی افراد مورد تعدی قرار می‌گیرد و متأسفانه استفاده از این نوع زبان در رسانه‌ها عملاً به جامعه نیز سرایت می‌کند و ارزش‌های فرهنگی و بومی خودمان را مخدوش می‌کند.

اما ما باید مقداری ریشه‌ای‌تر و بنیادی‌تر به مسئله نگاه کنیم. زمانی می‌توانیم از روزنامه‌نگاری ملی صحبت کنیم که ملزومات روزنامه‌نگاری به معنای خاص برای روزنامه‌نگاران فراهم باشد؛ یعنی روزنامه‌نگاران از آزادی، استقلال حرفه‌ای، امنیت شغلی و حق جست‌وجو و انتشار حقیقت برخوردار باشند. نه اینکه تحت کنترل و نظارت شدید باشند و در عین حال انتظار داشته باشیم مبادی اخلاقی را رعایت کنند. این‌ها با یکدیگر همخوانی ندارد.

آموزه‌های دینی و فرهنگی می‌تواند روزنامه‌نگار را به حقیقت متعهدتر کند

طبق یادداشت مورد بحث، حقیقت، ایرانی و غیرایرانی ندارد؛ اما زاویه نگاه، انتخاب مسئله، زبان، شیوه روایت و حساسیت‌های اخلاقی روزنامه‌نگار می‌تواند از محیط و فرهنگی که در آن زندگی می‌کند تأثیر بپذیرد و این تاثیر در روایت ها قابل ردیابی و مشاهده خواهد بود. شما این نگاه را چگونه می‌بینید؟

اینکه روزنامه‌نگاران یا هر رسانه‌ای کم‌وبیش زاویه نگاه خود را دارند و به همین دلیل روایت‌سازی می‌کنند، تردیدی نیست؛ چه در کشورهای غربی، چه در ایران و چه در هر کشور دیگری. زیرا معمولاً ما رسانه‌های مستقل و آزاد کمی داریم؛ چه در ایران و چه در جهان. حتی رسانه‌های غربی که مدعی آزادی و استقلال هستند نیز مطلقاً چنین نیستند و شواهد فراوانی وجود دارد که آن‌ها هم به سمت قدرت میل می‌کنند؛ قدرتی که می‌تواند سیاسی، اقتصادی، حزبی یا جناحی باشد.

بنابراین، هر رسانه‌ای زاویه نگاه خود را دارد و حتی هر روزنامه‌نگاری نیز زاویه نگاه خودش را دارد. اما این زاویه نگاه باید به‌گونه‌ای باشد که حقیقت را تحریف نکند و مخاطب را دچار بدفهمی نسبت به حقیقت نکند. اصل ماجرا همین است. طبیعتاً اگر از آموزه‌های دینی، فرهنگی و تاریخی خودمان استفاده کنیم، بیشتر متعهد و پایبند به حقیقت خواهیم بود و سعی می‌کنیم حتی اگر زاویه نگاه خاصی داریم، در خدمت تحریف حقیقت نباشد.

وقتی وابستگی وجود داشته باشد، بخش مهمی از روایت‌سازی رسانه‌ها در خدمت منافع قدرت قرار می‌گیرد

اگر به نزدیک دو قرن تجربه مطبوعات و روزنامه‌نگاری در ایران نگاه کنیم و تجربه تاریخی و عملکرد واقعی رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران ایرانی را مد نظر قرار دهیم، آیا به نظر شما در این مسیر سنت‌ها یا ویژگی‌هایی شکل گرفته است که بتوان آنها را مشخصاً متعلق به روزنامه‌نگاری ایرانی دانست؟ اگر چنین است، چه ویژگی‌ها یا نمونه‌هایی به ذهن شما می‌رسد؟

به نظر من، به دلایل مختلف، چندان نمی‌توانیم در عرصه روزنامه‌نگاری از سنت‌های ایرانی صحبت کنیم. مهم‌ترین دلیل آن، وابستگی رسانه‌ها در ایران است. وقتی این وابستگی وجود داشته باشد، خواهی‌نخواهی بخش مهمی از روایت‌سازی رسانه‌ها در خدمت منافع قدرت قرار خواهد گرفت. تا زمانی که استقلال وجود نداشته باشد، نمی‌توان از آزادی سخن گفت و بدون آزادی نیز رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران نمی‌توانند در خدمت بیان حقیقت باشند.

بنابراین، بله، سنت‌های ایرانی، به‌خصوص پس از انقلاب، در برخی از رسانه‌ها به‌صورت کم‌رنگ مشاهده می‌شود. اما به نظر من، در بیشتر موارد از این سنت‌ها سوءاستفاده شده و در نتیجه، بیشتر در خدمت استفاده از زبان ناپاک و زبانی که حاوی توهین، تهمت و افترا است، قرار گرفته‌اند. اگر بخواهیم این موارد را به حساب سنت‌های ایرانی بگذاریم، به سنت‌های خودمان بسیار ظلم کرده‌ایم.

خواهی‌نخواهی، روزنامه‌نگاری در هر کشوری رنگ و بویی از سنت، تاریخ، فرهنگ و تمدن خودش را به همراه دارد. حتی ناخودآگاه، روزنامه‌نگارانی که در یک بستر فرهنگی خاص رشد کرده و آموزش دیده‌اند، به آن ارزش‌ها تعلق دارند و ممکن است در بازتاب روایت‌های خود نیز از آن سنت‌ها یا ارزش‌ها استفاده کنند.

اما اینکه بگوییم روزنامه‌نگاری بومی، ملی یا ایرانی شکل گرفته است، نه. با این حال، به دلیل عدم استقلال رسانه‌ها، نبود آزادی آن‌ها و…، نمونه مثبت چندانی به ذهنم نمی‌آید.

برای شناخت دقیق‌تر «روزنامه‌نگاری ایرانی»باید به سراغ منابع تاریخی و اخلاقی برویم که بر رعایت اخلاق تأکید دارند

برای شناخت دقیق‌تر «روزنامه‌نگاری ایرانی» به نظر شما باید سراغ چه حوزه‌هایی برویم؟ چه بخش‌هایی از تاریخ و تجربه رسانه‌ای ایران نیازمند مطالعه و بازخوانی بیشتری است؟

باید به سراغ منابع تاریخی، اخلاقی و… برویم؛ منابعی که بر رعایت اخلاق تأکید دارند و سنت‌هایی را ترویج کرده‌اند که همزیستی مسالمت‌آمیز میان فرقه‌ها، گروه‌ها، ادیان، مذاهب، زبان‌ها و نژادهای گوناگون را در طول تاریخ مورد توجه قرار داده‌اند.

ما سابقه‌ای بسیار طولانی داریم که در بسیاری از شهرهای ما، ادیان مختلف مانند زرتشتی، یهودی، مسیحی و… در کنار مسلمانان می‌زیستند. حتی اهل سنت نیز در کنار سایر مذاهب در کشورمان به‌صورت مسالمت‌آمیز زندگی کرده‌اند و روابطی مبتنی بر تفاهم با یکدیگر داشته‌اند.

این سنت‌ها می‌توانند کمک کنند تا ما از این مرحله جنگ و جدال سیاسی، یا مرحله‌ای که بیشترین استفاده از زبان خشونت‌آمیز و توهین‌آمیز در آن صورت می‌گیرد، فاصله بگیریم و به سنت زندگی مسالمت‌آمیز و توأم با تفاهم، با همه نحله‌های سیاسی، مذهبی، فکری و نژادی بازگردیم.

به بهانه حفظ سنت نباید اصول و ارزش‌های اساسی روزنامه‌نگاری را زیر سؤال برد

اگر بپذیریم روزنامه‌نگاری در هر جامعه از محیط تاریخی و فرهنگی خود تأثیر می‌پذیرد، این تأثیر تا کجا می‌تواند پیش برود، بی‌آنکه اصول حرفه‌ای و جهان‌شمول روزنامه‌نگاری تحت‌الشعاع قرار گیرد؟ به بیان دیگر، مرز میان بومی و ملی ‌شدن روزنامه‌نگاری و فاصله گرفتن از استانداردهای حرفه‌ای کجاست؟

من فکر می‌کنم در بیشتر موارد، تعارض جدی میان ارزش‌های فرهنگی و دینی ما با اصول جهان‌شمول روزنامه‌نگاری وجود ندارد. ارزش‌های بومی می‌توانند به ارزش‌های جهانی رنگ و بوی تازه‌ای ببخشند و در خدمت پالایش روزنامه‌نگاری ملی نیز قرار گیرند.

بنابراین، اگر به بهانه حفظ سنت یا گذشته تمدنی، فرهنگی و تاریخی بخواهیم اصول و ارزش‌های اساسی روزنامه‌نگاری را زیر سؤال ببریم، من فکر می‌کنم آنجا خط قرمز است.

اما در جایی که این دو با یکدیگر هم‌افزایی داشته باشند، می‌توانند یکدیگر را تقویت کنند و در خدمت روزنامه‌نگاری توأم با خدمت عمومی قرار گیرند. در چنین شرایطی، این دو می‌توانند به یکدیگر یاری برسانند و یکدیگر را تغذیه کنند.

اگر این ایده روزنامه نگاری ایرانی را قابل پیگیری بدانیم، فکر می‌کنید بحث «روزنامه‌نگاری ملی و ایرانی» چه کمکی به آینده رسانه‌های ما می‌تواند بکند؟ آیا می‌تواند در هویت بخشی به روزنامه نگاری ایران، در آموزش روزنامه‌نگاری، تربیت روزنامه‌نگار و نسبت رسانه با جامعه و منزلت رسانه های ایرانی در جهان اثرگذار باشد؟

قطعاً می‌تواند اثرگذار باشد. بستگی دارد به اینکه ما از چه منظری به این ارزش‌ها نگاه کنیم و با چه هدفی بخواهیم آن‌ها را آموزش دهیم. آنجایی که این دو در خدمت تقویت یکدیگر هستند، مرز مجاز و قابل تحسین است. اما اگر بهانه‌هایی باعث شوند اصول و ارزش‌های کلی روزنامه‌نگاری تحت‌الشعاع قرار بگیرند، آنجا همان خط قرمزی است که به آن اشاره شد.

باید سابقه فرهنگی و تمدنی خود را با تحولات جدید سازگار کنیم

در دوره‌ای که هوش مصنوعی، شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های جهانی هر روز مرزها را کم‌رنگ‌تر می‌کنند، آینده هویت‌های ملی در روزنامه‌نگاری را چگونه می‌بینید؟ روزنامه‌نگاری ایرانی چگونه می‌تواند جهانی و به‌روز باشد و در عین حال ویژگی‌ها و هویت خود را حفظ کند؟

یکی از ویژگی‌های عصر ما، سرعت روزافزون تحولات تکنولوژیک و در نتیجه، تحولات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است.

بر همین اساس، بسیاری از ارزش‌های بومی و سنتی کشورها عملاً رنگ می‌بازند. شما همین حالا در جامعه خودمان نیز می‌توانید مشاهده کنید که رفتار جوان‌ها تا چه اندازه با سنت فرهنگی ما همخوانی دارد.

در واقع، می‌توان گفت نوعی فرهنگ جهانی شکل گرفته است و در این شرایط باید بتوانیم سنت‌ها یا آن سابقه فرهنگی و تمدنی را به‌نوعی با این تحولات سازگار کنیم.

اگر بخواهیم تحولات را نادیده بگیریم و صرفاً به سنت‌ها تکیه کنیم، در واقع فرصت را از دست داده‌ایم؛ زیرا چنین رویکردی پذیرش ندارد، مخاطب ندارد و تأثیرگذار نخواهد بود.

 

 

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌های تخصصی روابط عمومی به کانال پی آر در «بله» بپیوندید …

     
نوشته‌های مشابه
هوش مصنوعی از دسترسی عمومی تا بحران مالکیت فکری
دکتر فردین مصطفایی | پژوهشگر حوزه رسانه

هوش مصنوعی از دسترسی عمومی تا بحران مالکیت فکری

نقش روابط عمومی‌ها در تقویت رضایتمندی بیمه‌گزاران
مریم زمردیان | مدیر روابط عمومی شرکت بیمه سامان

نقش روابط عمومی‌ها در تقویت رضایتمندی بیمه‌گزاران

چرا مدیران عامل آینده ممکن است از حوزهٔ روابط‌عمومی بیایند
دایان شوارتز | مدیرعامل «ریگان کامیونیکیشنز»

چرا مدیران عامل آینده ممکن است از حوزهٔ روابط‌عمومی بیایند

فراخوان عضویت در کانون روابط عمومی و تبلیغات خانه تئاتر
قابل توجه فعالان و دست‌اندرکاران حوزه روابط عمومی تئاتر؛

فراخوان عضویت در کانون روابط عمومی و تبلیغات خانه تئاتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *