مدیر اسبق روابط عمومی شستا به بیمه مرکزی رفت
هوش مصنوعی از دسترسی عمومی تا بحران مالکیت فکری
نقش روابط عمومیها در تقویت رضایتمندی بیمهگزاران
انتشار کتاب «سکوت سرد زمان؛ گفتوگوهایی درباره گفتوگو»
چرا مدیران عامل آینده ممکن است از حوزهٔ روابطعمومی بیایند
فراخوان عضویت در کانون روابط عمومی و تبلیغات خانه تئاتر
بانک توسعه تعاون در جشنواره ملی روابطعمومی درخشید
تأکید روابطعمومی آموزش و پرورش بر آموزش حضوری مدارس
نقش روابط عمومی مؤسسات مالی در زمان جنگ
دپارتمان ارتباطات دِکا حائز ۹ رتبه برتر در جشنواره انتشارات روابطعمومی
چگونه برند خود را به منبع قابل استناد هوش مصنوعی تبدیل کنیم؟
گروه کشتیرانی در جشنواره انتشارات روابط عمومی درخشید
چرا انتخاب بهترین شرکت روابطعمومی کار هوش مصنوعی نیست؟
هشدار جدی روابطعمومی سازمان تأمین اجتماعی به بازنشستگان
بانک سینا موفق به کسب تندیس ویژه انتشارات روابطعمومی شد
درخشش روابط عمومی پگاه در جشنواره انتشارات روابط عمومی
وقتی شعر، بازویِ استراتژیکِ روابط عمومی میشود
روابط عمومی و تولید قدرت اجتماعی؛ نظریهای برای جامعه مدنی
مهمترین روندهای روابطعمومی جهان در سال ۲۰۲۶
داوری ۱۵۰۰ اثر در بیست و یکمین جشنواره انتشارات روابطعمومی
چگونه شرکتهای روابطعمومی، اعتبار نویسندگان را میسازند؟
هوش مصنوعی؛ دستیار، نه سردبیر
گرافدی صحنه را به روایتهای دستاول روابطعمومی میسپارد
گامی استراتژیک در جهت ارتقای روابط عمومیهای صنعت آب و برق
بازگشت به پیامرسانهای خارجی،جانِ تازه برای روابطعمومیها
پاییز ارتباطات؛ بازخوانی نقش دیپلماسی فرهنگی در روزهای دشوار ایران
چگونه هوش مصنوعی، مرزهای سنتیِ روابطعمومی را جابجا میکند؟
فرسودگی، سایهی سنگین بر سرِ روابطعمومیها است
چرا روابطعمومی باید بر مدیریت روابط تمرکز کند؟
رئیسجمهور بر نظام شبکه در حوزه روابطعمومیها تاکید دارد
۱۲۰ آژانس برتر و نوآور روابطعمومی در سال ۲۰۲۷ انتخاب شدند
علیرضا حبیبی سرپرست روابط عمومی سازمان برنامه و بودجه شد
مدل راهبری روابط عمومی مرکز مطالعات بینالملل رونمایی شد
مریم زربان مدیر روابط عمومی ورزش و جوانان خراسان جنوبی شد
محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی در روابطعمومی تغییر مییابد
آیا تکنولوژی میتواند نسل بشر را نابود کند؟
تاکید روابطعمومی وزارت بهداشت از حضور در شبکههای اجتماعی
اصطلاحات تخصصی روابطعمومی در مسیر اشتباه!
علی فلاحی مدیر روابطعمومی شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی شد
داوران بیستویکمین جشنواره ملی روابطعمومی معرفی شدند
توضیح روابط عمومی صنایع پتروشیمی درباره نمایشگاه ایرانپلاست
رسول شریفی مدیر روابط عمومی پالایش گاز هویزه شد
دعوت از جامعه روابطعمومی به تماشای «خون باید یاگو، خون»
از پروژه تا حافظه عمومی؛ روایت ارتباطی پنج سال توسعه در البرز
صندلی خالی؛ مدیریت ارتباطات و روابط عمومی در میز تصمیم
مهتاب سرخیل سرپرست دفتر ارتباطات شرکت ملی پست شد
برگزاری بیست و دومین سمپوزیوم بین المللی روابطعمومی در ایران
تأکید روابط عمومی بیمه دی بر استفاده از ظرفیتهای تخصصی
روایت ارتباطی شرکت عالیفرد از رونمایی برند نوشیدنی «مالیبو»
پاسداشت نیمقرن فعالیت علمی دکتر فرقانی استاد علوم ارتباطاتبه گزارش آژانس خبری پی آر؛ در روزهایی که فشارهای اقتصادی، تحولات منطقهای و انباشت اخبار نگرانکننده، فضای ذهنی جامعه را تحت تأثیر قرار داده است، نقش روابط عمومی دیگر نمیتواند به اطلاعرسانی و انتشار پیامهای رسمی محدود بماند. در چنین شرایطی، کیفیت ارتباط با جامعه، نحوه روایت واقعیتها و توانایی سازمانها در حفظ اعتماد و سرمایه اجتماعی، به بخشی از مدیریت بحران تبدیل میشود.
یادداشت پیشرو با نگاهی متفاوت به همین مسئله میپردازد و از ظرفیت دیپلماسی فرهنگی بهعنوان یکی از مسیرهای بازتعریف ارتباطات در روزهای دشوار سخن میگوید؛ نگاهی که در آن، روابط عمومی نه صرفاً انتقالدهنده پیام، بلکه بخشی از سازوکار حفظ ارتباط، معنا و اعتماد میان سازمان و جامعه است.
علیمحمد کردنایج روزنامهنگار، مدرس و فعال حوزه ارتباطات، در این یادداشت اختصاصی برای آژانس خبری روابط عمومی ایران، از «پاییز ارتباطات» میگوید؛ فصلی که به باور او، بیش از هر زمان دیگری به زبان همدلانه، روایت انسانی و استفاده هوشمندانه از ظرفیت فرهنگ و ارتباطات برای عبور از فضای بحران نیاز دارد.
در ادامه، متن کامل این یادداشت را میخوانید.
صبح که چشم باز میکنی، پیش از آنکه بخار چای در آشپزخانه بالا بیاید یا صدای رادیو را بشنوی، دستت ناخودآگاه میرود سمت صفحه گوشی.
یک نوتیفیکیشن تازه از جهش نرخ ارز، چند خط کوتاه درباره تحرکات نظامی در منطقه، و بیانیهای خشک از یک نهاد بینالمللی.
جهان، خبرهایش را با شتابی بیرحمانه روی سرمان آوار میکند. در چنین فضایی، اگر در جمعی از همکاران رسانهای یا مدیران سازمانها بایستی و از «فرهنگ»، «دیپلماسی نرم» یا «ارتباطات انسانی» حرف بزنی، با نگاهی براندازت میکنند که معنیاش روشن است: «در این وانفسا، دلت خوش است؟»
اما واقعیت این است که اتفاقاً در همین روزهای غبارآلود، باید از ارتباطات حرف زد؛ آن هم با صدایی رسا و بیپردگی روزنامهنگارانه.
ما سالهاست روابطعمومی را به ماشین توزیع اطلاعیه، نصب بنرهای تکراری و نهایتاً خاموش کردن آتش سوءتفاهمها با چند خط تکذیبیه خلاصه کردهایم.
اما وقتی سایه سنگین بحرانهای اقتصادی و التهابهای منطقهای روی روان جامعه میافتد، این مدل سنتی ارتباطی دیگر فقط ناکارآمد نیست؛ رسماً بحرانساز است. جامعهای که زیر بار اضطرابهای مداوم نفس میکشد، بیانیههای منجمد و کلیشهای را نه پاسخی به نگرانیهایش، بلکه نوعی انکارِ رنج خود میبیند.
این همان نقطهای است که من آن را «پاییز ارتباطات» مینامم. فصلی که در آن، کلمات خاصیت گرمابخشی و اتصال را از دست میدهند.
در اتاقهای خبر، تیترها به سمت تلخی و انقباض میل میکنند و در اتاقهای روابطعمومی، سکوت یا توجیه جای تحلیل واقعبینانه را میگیرد.
اما وظیفه حرفهای ارتباطگر چیست وقتی همه چیز در حال انقباض است؟ آیا باید به نظاره نشست و با همان الفبای خشک و کرکننده با مخاطب حرف زد؟ پاسخ در یک تغییر زاویه دید بنیادین نهفته است: فعال کردن ظرفیت «دیپلماسی فرهنگی» در تاروپود روابطعمومیها.
دیپلماسی فرهنگی واژهای نیست که صرفاً در پروتکلهای وزارت خارجه و راهروهای سفارتخانهها خاک بخورد. دیپلماسی فرهنگی در تعریف زیسته و بومی، یعنی هنرِ بازنمایی «انسان ایرانی» و «معنای زیستن» فراتر از اعداد، ارقام و اخبار سخت.
در زمانهای که تصویر غالب از جامعه به نوسانات بازار و احتمالات نبرد تقلیل یافته، این روابطعمومیهای نهادها، بنگاهها، دانشگاهها و موسسات فرهنگی هستند که باید روایتگر لایههای پنهان و زندهی این خاک باشند.
در میانه بحران، روابطعمومی چند کارکرد حیاتی پیدا میکند که از جنس مهندسی سازمانی نیست، از جنس زنده نگه داشتن شریانهای اعتماد است:
نخست، گذار از «اطلاعرسانی آمرانه» به «روایتگری همدلانه». مخاطب امروز به درستی حس میکند که بسیاری از پیامهای رسمی، او را مخاطب فرض نمیکنند، بلکه او را ابژهای برای مدیریت کردن میدانند. روابطعمومی بحران در قامت یک سفیر فرهنگی، باید نشان دهد که سختیها را میفهمد و قبل از هر توضیحی، حس شنیده شدن را به مخاطب بازمیگرداند.
دوم، ساخت پناهگاههای معنایی. جامعه در روزهای سخت بیش از هر چیز به اکسیژن امید و نشانههای پایداری نیاز دارد.
دیپلماسی فرهنگی یعنی پیوند زدن اخبار سازمان با ریشههای فرهنگی، هویت مشترک، و ظرفیتهای خلاق نسل جوانی که زیر این فشارها همچنان خلق میکند، کارآفرینی میکند و ادامه میدهد. روابطعمومی نباید اجازه دهد روایت جامعه به یک سیاهچاله ناامیدی تبدیل شود.
سوم، پلسازی به جای دیوارکشی. بزرگترین دام در شرایط تنش، پناه بردن به زبان تقابل است.
روابطعمومی حرفهای زبان گفتگو را زنده نگه میدارد؛ چه در ارتباط میان سازمان و شهروندان، چه در بازتاب تصویر واقعی و محترمانه از داخل به جهان بیرون. وقتی زبان تهدید غالب میشود، این زبان ادبیات، هنر، نوآوری و کرامت انسانی است که میتواند از سد سوءتفاهمهای سخت بینالمللی و منطقهای عبور کند.
سالها ایستادن پشت تریبون تدریس و زیستن در تحریریهها به من آموخته که هیچ بحرانی تا ابد پایدار نمیماند، اما آنچه پس از فروکش کردن طوفانها تعیینکننده است، میزان تخریب یا بقای «سرمایه اجتماعی» است.
روابطعمومی اگر در این روزها نقش خود را صرفاً در حد یک پدافند انفعالی تعریف کند، بعد از عبور از گردنه بحران با مخاطبانی روبهرو خواهد شد که دیگر هیچ کلمهای را باور ندارند.
پاییز ارتباطات شاید ناگزیر به نظر برسد، اما محتوم نیست. راه عبور از این هوای سرد، مسلح شدن به زبان سختتر نیست؛ پناه بردن به قدرت نرم، انسانیتر کردن مکالمات سازمانی و باور به این است که در دل تاریکترین شبها، هنوز هم فرهنگ، تواناترین میانجی برای فهمیده شدن و فهمیدن است. کلمات زندهاند، اگر شجاعت به کار بردن صادقانه آنها را داشته باشیم.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلهای تخصصی روابط عمومی به کانال پی آر در «بله» بپیوندید …
دیدگاهتان را بنویسید