در نشست خبری رئیس سازمان هواپیمایی کشوری چه گذشت؟
ماموریت مشترک روابط عمومیها ارتقای نظام تعلیموتربیت است
برنامههای هفته سواد رسانهای اعلام شد
اطلاعیه جدید روابط عمومی تأمین اجتماعی برای بازنشستگان
نشست شورای هماهنگی روابط عمومیهای ایلام برگزار شد
روابطعمومیها باید هوشمند و پاسخگو شوند
نشست مشترک انجمن متخصصان روابطعمومی و فرهنگستان علوم
مبیننت تندیس ویژه روابطعمومی اثربخش را دریافت کرد
دوره آموزشی سنجش افکار در روابط عمومی برگزار شد
چالشهای روابطعمومی سیاسی در دوران ترامپ
روابطعمومی چگونه از اخبار مدیران فراتر میرود و اعتماد میسازد؟
واکنش روابط عمومی شورای نگهبان به اظهارات رشیدی کوچی
تحول و تغییرات اساسی در ساختار تیم روابطعمومی و ارتباطات انویدیا
سرپرست روابط عمومی مرکز تحقیقات کشاورزی خراسان رضوی منصوب شد
راهبرد موفقیت شرکت های روابطعمومی در سال ۲۰۲۷
گرافدی ششم؛ با تمرکز بر چالشهای نوین روابطعمومی و ارتباطات
پنل جعبهابزار هوش مصنوعی در همایش روابطعمومی الکترونیک
تداوم کیفیت در عالیفرد؛ سنایچ «واحد نمونه کیفی کشور» شد
روابطعمومی کارآمد با منتقدان و مخالفان گفتوگو میکند
روابطعمومیها به حل بحران ناترازی انرژی کمک کنند
تاکید روابطعمومی بهزیستی بر ضرورت درک توانمندی نابینایان
واکنش مدیر روابطعمومی استقلال به ابهامات حقوقی
هشدار جدی روابطعمومی بیمه دی به بیمهشدگان
روابطعمومیهای صنعت گاز، جامعه و حاکمیت را به هم پیوند میدهند
ظرفیت روابطعمومیها در خدمت بازتاب عدالت آموزشی قرار میگیرد
مدیر روابطعمومی هیئت تیراندازی شهرستان شیروان منصوب شد
نشست مشترک روابطعمومی و منابع انسانی شرکت بازرگانی ایران
ارتقای کارشناسان روابطعمومی؛ دستور کار جهاد کشاورزی جنوب کرمان
روابطعمومی دانشگاه علوم پزشکی کهگیلویهوبویراحمد منصوب شد
حمیدرضا گلوی مسئول روابط عمومی دامپزشکی استان گلستان شد
رسول عسگری مدیر روابط عمومی سازمان بازرسی کل کشور شد
علیرضا اللهداد نماینده انجمن روابطعمومی ایران در سیستان و بلوچستان شد
راهنمای ثبتنام دستگاههای اجرایی در همایش روابطعمومی الکترونیک
پنل هوش مصنوعی در هفدهمین همایش روابطعمومی الکترونیک
روابط عمومی در عصر دیپفیک؛ از بحران اعتماد تا اثبات حقیقت
جدیدترین کتاب صدیقه ببران، استاد روابطعمومی، رونمایی شد
اشتباه برندها در ارزیابی روابطعمومی چیست؟
امضای تفاهمنامه دانشگاه پیامنور و روابطعمومی استانداری کرمان
اینفلوئنسرهای سلامت؛ معیارهای انتخاب، نظارت علمی و مدیریت تعارض منافع
امین ابراهیمی سرپرست روابط عمومی پتروشیمی رازی شد
آژانس خبری پیآر حامی رسانهای «همایش روابطعمومی الکترونیک» شد
نشست خانواده روابط عمومی وزارت کشور برگزار شد
پاکسان میزبان شورای هماهنگی روابطعمومی گروه توسعه ملی
اعضای هیات مدیره خبرگزاری خانه ملت تعیین شدند
مدیر روابطعمومی سابق فدراسیون در پرسپولیس حکم گرفت
رویکرد جدید روابطعمومی بانکهای خصوصی در افکس ۲۰۲۶
معرفی کتاب «آیا همه ما روابطعمومی هستیم؟»
هوشمند سفیدی عضو حقیقی شورای اطلاعرسانی دولت شد
مهدی واعظی مدیر روابطعمومی باشگاه استقلال شد
کارزار روابطعمومی متا برای تغییر نگاه عمومی به عینک هوشمندبه گزارش آژانس خبری پی آر؛ چند وقت پیش دوستی تعریف میکرد برای خرید یک محصول، هفتهها تبلیغات آن را دیده بود، اما هیچوقت تصمیم به خرید نگرفته بود.
در نهایت، فقط با شنیدن تجربه مثبت یکی از همکارانش، نظرش تغییر کرد و همان محصول را انتخاب کرد. احتمالاً چنین تجربهای برای بسیاری از ما آشناست؛ گاهی یک توصیه صادقانه یا یک تجربه خوب، اثری میگذارد که دهها تبلیغ از انجام آن ناتواناند.
همین تجربه ساده، ما را به یک پرسش مهم میرساند؛ اگر تبلیغات تا این اندازه گسترده و اثرگذار است، چرا همیشه به اعتماد و انتخاب ختم نمیشود؟ چرا بعضی کسبوکارها با وجود تبلیغات فراوان، خیلی زود از ذهن مخاطبان محو میشوند، اما بعضی دیگر سالها در ذهن و انتخاب مردم باقی میمانند؟
پاسخ را باید در تفاوت میان «دیده شدن» و «مورد اعتماد قرار گرفتن» جستوجو کرد. تبلیغات میتواند توجه مخاطب را جلب کند و نام یک کسبوکار را به او معرفی کند، اما اعتماد مسیر دیگری را طی میکند.
اعتماد زمانی شکل میگیرد که آنچه یک مجموعه وعده میدهد، با آنچه مخاطب در عمل تجربه میکند، همخوان باشد. درست از همین نقطه است که نقش روابط عمومی اهمیت پیدا میکند.
روابط عمومی فقط مسئول انتشار خبر یا برگزاری مراسم نیست؛ بخش مهمی از وظیفه آن، ساختن و حفظ رابطهای است که میان یک سازمان و مخاطبانش شکل میگیرد.
این رابطه فقط با حرف زدن درباره سازمان ساخته نمیشود؛ بلکه به رفتار آن سازمان و نحوه برخوردش با مخاطبان هم وابسته است.
هر پاسخ صادقانه، هر اطلاعرسانی شفاف، هر پذیرش مسئولیت و هر گفتوگوی محترمانه، بخشی از اعتباری را میسازد که به دست آوردنش سالها زمان میبرد، اما از دست دادنش گاهی فقط چند روز طول میکشد.
به همین دلیل، تبلیغات و روابط عمومی را نباید دو مسیر جدا از هم دانست. تبلیغات فرصت آشنایی را ایجاد میکند، اما آنچه پس از این آشنایی اتفاق میافتد، تعیین میکند که یک مخاطب فقط یکبار با یک مجموعه روبهرو شود یا ارتباطش با آن ادامه پیدا کند.
ممکن است تبلیغات یک مشتری را برای نخستین بار به سمت یک محصول بکشاند، اما اینکه او دوباره برگردد و آن محصول را به دیگران پیشنهاد کند، دیگر فقط به تبلیغات مربوط نیست؛ تجربهای که از آن محصول و مجموعه داشته، نقش مهمتری پیدا میکند.
برای درک این تفاوت، کافی است به رفتار خودمان نگاه کنیم. وقتی از یک محصول یا خدمت رضایت داریم، معمولاً آن را به اطرافیانمان پیشنهاد میکنیم؛ اما اگر تجربهای ناخوشایند داشته باشیم، حتی جذابترین تبلیغات هم بهسختی میتواند نظرمان را تغییر دهد.
ممکن است یک تبلیغ را چند روز به خاطر بسپاریم، اما تجربه خوب یا بد یک مجموعه میتواند مدتها در ذهنمان باقی بماند. همین تجربهها هستند که به مرور، تصویر یک برند را در ذهن مخاطب شکل میدهند.
پس اگر تجربه مخاطب تا این اندازه اهمیت دارد، روابط عمومی نمیتواند فقط به انتقال پیام سازمان به مردم محدود شود.
روابط عمومی باید صدای مردم را هم بشنود و آن را به سازمان برساند. اگر مشتری ناراضی است، اگر پرسشی بیپاسخ مانده یا اگر انتقادی بارها تکرار میشود، روابط عمومی باید بتواند این صدا را بشنود و آن را به داخل سازمان منتقل کند.
به همین دلیل، روابط عمومی را نمیتوان صرفاً یک واحد تشریفاتی یا مسئول ارتباط با رسانهها دانست؛ این واحد میتواند پلی میان سازمان و مخاطبانش باشد.
البته در این میان یک نکته مهم را نباید فراموش کرد؛ روابط عمومی نمیتواند ضعف عملکرد یک سازمان را با چند خبر، پیام یا کمپین ارتباطی پنهان کند.
اگر محصول کیفیت لازم را نداشته باشد، اگر خدمات مناسب نباشد یا اگر مخاطب احساس کند وعدههای یک مجموعه با واقعیت فاصله دارد، در نهایت همین تجربه خودش را نشان خواهد داد.
روابط عمومی زمانی میتواند به ساخت اعتبار کمک کند که پشت پیامهای سازمان، عملکردی واقعی وجود داشته باشد. به بیان سادهتر، نمیتوان با حرف خوب، تجربه بد را برای همیشه پنهان کرد.
این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که یک سازمان با انتقاد یا بحران روبهرو میشود. در چنین شرایطی، مردم بیش از هر چیز انتظار صداقت دارند. آنها نمیخواهند با انبوهی از شعارها روبهرو شوند؛ بلکه میخواهند بدانند چه اتفاقی افتاده، مسئولیت آن پذیرفته شده است یا نه و برای جبران چه اقدامی انجام خواهد شد.
در بسیاری از موارد، آسیب یک بحران فقط به دلیل اصل ماجرا نیست؛ سکوت، پنهانکاری یا اطلاعرسانی دیرهنگام میتواند بیاعتمادی را بیشتر کند.
درست در همین لحظههاست که مشخص میشود یک سازمان تا چه اندازه برای رابطهای که با مخاطبانش ساخته، ارزش قائل است.با این حال، رابطه میان یک سازمان و مخاطب فقط در روزهای بحران معنا پیدا نمیکند.
اتفاقاً اعتبار یک مجموعه بیشتر در روزهای عادی ساخته میشود؛ زمانی که مخاطب احساس میکند صدایش شنیده میشود، پرسشهایش بیپاسخ نمیماند و ارتباطش با سازمان فقط به زمان خرید یا دریافت یک خدمت محدود نیست.
همین ارتباط مستمر است که به مرور، یک مشتری را از یک خریدار ساده به مخاطبی همراه و وفادار تبدیل میکند. بنابراین روابط عمومی موفق، فقط زمانی که مشکلی پیش میآید وارد میدان نمیشود؛ بلکه در روزهای عادی هم به ساختن این رابطه ادامه میدهد.
در این میان، تبلیغات همچنان جایگاه مهم خود را دارد. هیچ کسبوکاری بدون معرفی درست، فرصت کافی برای رشد پیدا نمیکند. تبلیغات میتواند یک محصول، خدمت یا نام تجاری را به مخاطبانی معرفی کند که شاید پیش از آن هیچ شناختی از آن نداشتهاند.
اما همینجا یک مسئله مهم مطرح میشود: تصویری که تبلیغات از یک مجموعه میسازد، باید با چیزی که مخاطب در دنیای واقعی تجربه میکند، فاصله زیادی نداشته باشد.
اگر یک مجموعه در تبلیغات خود را مسئول، پاسخگو و مشتریمدار معرفی کند، اما مخاطب در زمان خرید یا دریافت خدمات با رفتاری کاملاً متفاوت روبهرو شود، این فاصله دیر یا زود خودش را نشان میدهد.
در چنین شرایطی، حتی پرهزینهترین کمپینهای تبلیغاتی هم نمیتوانند برای مدت طولانی شکاف میان وعده و واقعیت را پنهان کنند. به همین دلیل، تبلیغات زمانی اثر واقعی خود را نشان میدهد که آنچه وعده میدهد، با آنچه مخاطب تجربه میکند، هماهنگ باشد.
از همین منظر، رقابت امروز فقط بر سر بیشتر دیده شدن نیست؛ رقابت بر سر بیشتر مورد اعتماد قرار گرفتن است. مخاطبان، پیش از آنکه فقط به شعارها توجه کنند، رفتار سازمانها را هم زیر نظر میگیرند.
آنها میبینند یک مجموعه چگونه پاسخ میدهد، چگونه با انتقاد برخورد میکند، در زمان بروز مشکل چه واکنشی نشان میدهد و تا چه اندازه به وعدههای خود پایبند است.
مجموعه همین رفتارهاست که به مرور، تصویری واقعی از یک برند در ذهن مردم میسازد؛ تصویری که دیگر فقط حاصل تبلیغات نیست، بلکه نتیجه تجربهای است که مخاطب با آن مجموعه داشته است.
بنابراین برندسازی را نمیتوان فقط در طراحی یک لوگو، انتخاب یک شعار یا اجرای یک کمپین تبلیغاتی خلاصه کرد. آنچه یک نام را در ذهن مردم ماندگار میکند، تجربهای است که از آن در ذهن مخاطب باقی میماند.
اگر این تجربه با صداقت، احترام و مسئولیتپذیری همراه باشد، تبلیغات نیز اثر عمیقتری خواهد داشت؛ زیرا دیگر فقط یک پیام نیست، بلکه بازتاب واقعیتی است که مخاطب آن را لمس کرده است.
در چنین شرایطی، تبلیغات به جای آنکه صرفاً وعدهای درباره یک برند باشد، میتواند تصویری از چیزی باشد که مردم واقعاً تجربه کردهاند.
در نهایت، اگر تبلیغات راه ورود به ذهن مخاطب باشد، روابط عمومی راه ماندن در ذهن و دل اوست. کسبوکارها با تبلیغات دیده میشوند، اما با اعتماد ماندگار میشوند؛ و ساختن این اعتماد، مهمترین مأموریت روابط عمومی است.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلهای تخصصی روابط عمومی به کانال پی آر در «بله» بپیوندید …
دیدگاهتان را بنویسید