دوشنبه / ۱۵ تیر / ۱۴۰۵ Monday / 6 July / 2026
×
یکصد و نود و سومین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شد
با دو پرونده خواندنی درباره اینترنت و فناوری ارتباطات؛

یکصد و نود و سومین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شد

زمانِ شنیدنِ مردم؛ گذار از افراط به عقلانیت
امیرعباس تقی‌پور | مدیرمسئول ماهنامه مدیریت ارتباطات

زمانِ شنیدنِ مردم؛ گذار از افراط به عقلانیت

برگزاری یادبود مرحوم سید فتح‌الله شاهچراغیان؛

استادی که روابط‌عمومی را با «جان» آموخت

خبر درگذشت مرحوم فتح‌الله شاهچراغیان، خاطرات سال‌های دور را بار دیگر در ذهنم زنده کرد؛ خاطرات مردی که برای همکاران روابط عمومی، نه فقط یک مدیر، بزرگ‌مردی خوش‌نام و تکیه‌گاهی مطمئن بود.
استادی که روابط‌عمومی را با «جان» آموخت

به گزارش آژانس خبری پی آر؛  نخستین بار در زمستان سرد سال ۱۳۸۰ در مهمانسرای منابع طبیعی مشهد با ایشان آشنا شدم. نشست رؤسای روابط عمومی استان‌های کشور در آنجا برگزار می‌شد.

نیمه‌شب با اتوبوس از یزد رسیده بودم؛ خسته از راه و ناآشنا با جمعی که قرار بود چند روزی در کنارشان باشم.

صبح روز بعد، هنگامی که برای زیارت بارگاه ملکوتی حضرت رضا(ع) عازم شدیم، مرحوم شاهچراغیان با همان صدای گرم و لهجه دلنشین مشهدی گفت: «برای غذای حضرتی هماهنگ شده است.» شاید آن جمله ساده، آغاز آشنایی من با شخصیتی بود که گرمای کلام و صمیمیت رفتارش، فاصله‌ها را از میان برمی‌داشت.

در همان روزهای نخست، از نحوه تعامل ایشان با مدیران و همکاران دریافتم که از جایگاهی ویژه و محترم برخوردار است.

سکان ارتباطی سازمان را با تدبیر، متانت و تجربه در دست داشت و از سرمایه‌ای گرانبها به نام اعتماد برخوردار بود.

احترامش تنها از مسئولیت اداری او نشأت نمی‌گرفت؛ بلکه ریشه در شخصیت، اخلاق و شیوه مردم‌داری‌اش داشت.

برای ما که در آغاز راه روابط عمومی بودیم، حضور او مایه دلگرمی و افتخار بود.

در نشست‌ها و گردهمایی‌های سازمانی، با صلابت و اطمینان سخن می‌گفت و هرگاه بحثی درباره جایگاه روابط عمومی پیش می‌آمد، با دلسوزی و نگاهی پدرانه از این حرفه دفاع می‌کرد.

او شاید در چارچوب‌های آکادمیک و تعاریف رسمی روابط عمومی نگنجید، اما ارتباطات را زندگی کرده بود. آنچه بسیاری در کتاب‌ها می‌خواندند، او در رفتار و منش خود به نمایش می‌گذاشت.

از همین رو، درس‌هایی که از او آموختیم بیش از آنکه از جنس واژه‌ها باشد، از جنس تجربه، اخلاق و انسانیت بود.

در سال ۱۳۸۱ و در دوره آموزشی شیراز که با تدریس استاد دکتر زارعیان برگزار شد، فرصت بیشتری برای شناخت ایشان فراهم آمد.

همواره آراسته، خوش‌پوش و خوش‌عطر بود. بعدها فهمیدم همسر ایشان اصالتاً یزدی و اهل روستای طزرجان است. به یاد دارم در یکی از تماس‌ها، بسته‌ای را از یزد برایشان به مشهد ارسال کردم. هنوز صدای مهربانش در گوشم طنین دارد که با لحنی صمیمی گفت:«آقا، ما یک‌جورهایی یزدی هستیم.»

سال‌ها گذشت و پس از بازنشستگی، ارتباط‌ها کمتر شد. می‌دانستم که توفیق خادمی حضرت رضا(ع) را دارند؛ افتخاری که گویی با روحیه خدمتگزار و ارادت قلبی او به ساحت امام مهربانی‌ها تناسبی عمیق داشت.

چندی پیش گفت‌وگویی تصویری از ایشان منتشر شد. با دیدن آن تصویر، خاطرات گذشته دوباره جان گرفت؛ همان چهره آرام، همان لبخند همیشگی و همان ادبیات سرشار از مهر و احترام.

اکنون که خبر پروازش را می‌شنوم، بیش از هر چیز به این می‌اندیشم که برخی انسان‌ها پس از رفتن نیز در خاطرها می‌مانند؛ نه به دلیل مقام و مسئولیت، بلکه به سبب مهربانی، اخلاق نیکو و اثر ماندگاری که بر دل دیگران می‌گذارند. مرحوم شاهچراغیان از همین جنس انسان‌ها بود.

این ضایعه را به خانواده محترم ایشان، جامعه روابط عمومی کشور، همکارانشان در استان خراسان رضوی و خانواده بزرگ منابع طبیعی و آبخیزداری کشور تسلیت عرض می‌کنم.

روحش در جوار بارگاه رضوی آرام، یادش جاودان و نامش همواره نیک و گرامی باد.

 

 

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌های تخصصی روابط عمومی به کانال پی آر در «بله» بپیوندید …

   

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *