دوشنبه / ۱۵ تیر / ۱۴۰۵ Monday / 6 July / 2026
×
یکصد و نود و سومین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شد
با دو پرونده خواندنی درباره اینترنت و فناوری ارتباطات؛

یکصد و نود و سومین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شد

زمانِ شنیدنِ مردم؛ گذار از افراط به عقلانیت
امیرعباس تقی‌پور | مدیرمسئول ماهنامه مدیریت ارتباطات

زمانِ شنیدنِ مردم؛ گذار از افراط به عقلانیت

در اوج جنگ آمریکا و اسراییل با ایران ویدئوهایی کوتاه تحت عنوان “لگویی” وارد فضای ارتباطی شد که تصویر ادعاهای طرفهای درگیر با کشورمان را به شکلی کارتونی زیر سوال برد .
نقش میم‌ها؛ پیشران‌های پنهان افکار عمومی در عصر دیجیتال

به گزارش آژانس خبری پی آر؛ در اوج جنگ آمریکا و اسراییل با ایران ویدئوهایی کوتاه تحت عنوان “لگویی” وارد فضای ارتباطی شد که تصویر ادعاهای طرفهای درگیر با کشورمان را به شکلی کارتونی زیر سوال برد .

انتشار آنها در فضای مجازی موجی از واکنش های کاربران جهانی را بر انگیخت که منجر به تعلیق برخی حسابهای کاربری در شبکه های اجتماعی پر مخاطب شد .

احساسات مخاطبان و واکنش های آنها در نشر این ویدئوها بستری از توجه را فراهم ساخت، که تصویر تازه ای از ویدئوهای طنز با مضامین خاص سیاسی – اجتماعی را به نمایش گذاشت .

مخاطبان در واکنش به این لگوها با ایجاد تغییراتی احساس همدلی یا واکنشهای غیر همدلانه را با ادبیات متفاوت و غیر متعارف دراین فضا به نمایش گذاشتند .

این نوع ویدئوها و واکنشهای مرتبط به آن تحت عنوان” میم “مورد توجه کاربران فضای مجازی و تحلیل گران قرار گر فت .

لذا در نگاه عمومی شاید ،” میم‌ها”به تصاویر و ویدئوهای طنزآمیز فضای مجازی تقلیل داده می‌شود ؛اما ظاهرا فضای آنها کمی متفاوت و شاید اثر گذارتر باشد ! این پدیده که با چاشنی طنز و شوخی و سرگرمی در شبکه های اجتماعی متداول شده نیازمند نگاهی دیگر است .

به نظر می رسد آنها به یکی از عناصر مؤثر در شکل‌گیری معنا و جهت‌دهی به برداشت‌های جمعی تبدیل شده‌اند.

به نوعی که میتوان آنها را نه تنها انعکاس دهنده بلکه پیشرانهای غیر رسمی افکار عمومی دانست . کلمه” میم ” به عنوان واحد ساختاری و تشکیل دهنده توصیف واحدهای انتقال فرهنگ اولین بار توسط ریچارد داوکینز  زیست شناس انگلیسی در سال ۱۹۷۶مطرح شد .

وی با تکیه برواحد تشکیل دهنده ژن خواهان ایجاد واژه ای برای عامل بنیادین برای انتقال فرهنگ و تولید معنا بود .

او معتقد بود همانطور که ژنها انتقال دهنده معنا ژنتیکی موجودات هستند؛ واحدها ژن واره تحت عنوان میم نیز عامل انتقال دهنده معنا در فرهنگ و ارزشها هستند .

واحدهایی که همانند ژن‌ها تکثیر می‌شوند، تغییر می‌کنند و از ذهنی به ذهن دیگر انتقال می‌یابند.

یا دآوری میشود احتمالا منظور داوکینز به شوخی ها و طنزهای اینترنتی صرف نبوده بلکه مسئله او واکنش های کاربران در هر حوزه فرهنگ به مسائلی است که قابل انتقال بوده و همچون ژن ها میتواند اثری آشکار یا پنهان داشته باشد ! در دنیای مجازی امروز این ، میم‌های اینترنتی به یکی از برجسته‌ترین مصادیق این مفهوم تبدیل شده‌اند و اصطلاح ” میم ” فراگیر و جدی شده است.

مهمترین خصوصیت اصلی میم ها اینست که قادرند احساس ، نگرش و قضاوت ها و تفاسیر با خود حمل و آنها را منتشر کنند .

از همین جهت است که افراد و گروههای مختلف نگاههای مختلفی را نسبت به یک واقعه میتوانند تولید و منتشر کنند و روایت های متفاوت را بسازند. در چنین شرایطی،“ میم “تنها بازتاب‌دهنده یک واقعیت نیست، بلکه در تفسیر آن واقعیت نیز مشارکت می‌کند.

از این رو تفاوت میان ” واقعیت ” و معنای آن دو مقوله متفاوت است . چون معنای واقعیت در واقع ، تفسیر، قضاوت یا نگرشی است که همراه با بازتاب دهندگی واقعه رخ می دهد ! واکنش جامعه در برابر تفاسیر رخدادها و بازتاب آنها ، همان تفاسیر و روایت ها است.

ازاین رو میم ها را می توان به عنوان یکی از بازیگران در عرصه شکل دهی افکار عمومی تعریف کرد . آن‌ها می‌توانند برخی جنبه‌های یک رویداد را برجسته و برخی ابعاد دیگر را کم‌رنگ کنند و احساسات عمومی را برانگیزند.

لذا آنها را نمیتوان به معنای افکار عمومی دانست بلکه باید آنها را عاملی پیشران برای افکار عمومی تعریف کرد . چرا که آنها قادرند بستر تفسیر و برجسته سازی از نگاه کاربران را نشر دهند .

در واقع از آنجا که افکار عمومی برگرفته از عوامل متنوعی است ؛ می توان گفت که میم ها جزیی از آن هستند .

چرا که افکار عمومی معمولا بخشی اش در قالب رسانه های رسمی ، نهادهای سیاسی ،حتی تجارب شخصی و خانوادگی، گروههای مرجع و بسترهای فرهنگی شکل می گیرد . میم ها نیز به عنوان بخشی از همان عوامل تعریف می شو ند اما با یک استثنا و آن دیجیتالی شدن نسل کنونی است .

یاد آور می شود که درفضای کنونی دیجیتالی در واقع تصاویر شوخی و طنز دست به دست نمی شود بلکه اجتماعی از ارزشها، نگرشها و برداشتها تولید و در بستری قابل انتشار قرار می گیرد .

ازاین رو ست که شاید بتوان گفت میم ها فقط واکنش احساسی کاربر یا نگاه تفسیری او نیست بلکه بخشی از جریان تولید معنا دراین فضا است که میتواند تفسیر واقعی ژن در بدن را با خود همراه داشته باشد .

به بیان دیگر میم‌ها فقط بازتاب جامعه نیستند، بلکه در تولید، تقویت و جهت‌دهی به نگرش‌ها نقش دارند .

آنها با تقویت برخی روایت هابا اتکا به طنز و شوخی و کنایه تصاویری را منتشر می کنند و روایت های گوناگون را حتی در تضاد با رخداد شکل می دهند .

سرعت ، نوع بیان و استقبال کاربران از ویژگی های اصلی میم ها در دنیای جدید است . ازاین جهت پیشران بودن،مفهومی است که برای آنها قابل توجه می باشد که منحصربودن را باخود همراه نمی کند .

از این رو شاید بتوان کارکرد میم ها در چهار عنوان زیر در بستر شکل گیری افکار عمومی معنا کرد :

  آشکارسازی مسائل پنهان :

آنها می توانند مسائل و مشکلات را که کمتر در ادبیات رسمی طرح می شود را بیان کنند ؛ مسائلی مثل گرانی ، فقر و …. به عبارتی آنها توان ایجاد نوعی هشدار اجتماعی را در قالب طنز وشوخی به صورت غیر رسمی دارند . چون ادبیات آنها غیر رسمی است پس هزینه نقد و انتقاد را کاهش می دهند .

ایجاد همدلی و درک متقابل :

یکی از اصلی ترین موارد میم ها امکان ایجاد همدلی است و احساس تنهایی را کاهش می دهند آنها با انتشار تجارب پراکنده جمعی در واقع در شکل گیری نوعی همدلی عمومی نقش دارند .

جهت‌دهی به مطالبه‌گری:

انتشار این میم ها در فضاهای رسمی و سیاست گذاری فرصت مطالبه گری را فراهم می کند . توجه نهادها و سازمانها رسمی و غیر رسمی به این واکنش ها بستری برای بازتولید مطالبات اجتماعی و گامی برای حل مسائل است .

کمک به تاب‌آوری اجتماعی: وقتی میم ها فعال هستند و طنز واقعیت های تلخ و حتی شیرین را با نگاهی دیگر وارد میدان اجتماعی میکند ، احتمالا منجر به یک نوع تاب آوری می شود در برابر این مهم که کمدی بودن برخی مسائل جدی، امکان سازگاری و تاب آوری را شاید فراهم کند.

از این رو به نظر می رسد میم ها در سطح «آگاهی، معنا و مطالبه‌گری» نقش قابل توجهی دارند. آنها پیشران‌های غیررسمی آگاهی، همدلی و مطالبه‌گری‌اند .

آنان می‌توانند موانع زیست اجتماعی و اقتصادی را آشکار کنند، درباره آن‌ها معنا بسازند و زمینه اجتماعی لازم برای مواجهه و اصلاح آن‌ها را فراهم آورند .

شاید به همین جهت است که برای فهم افکار عمومی در عرصه دیجتیال دیگر نمیتوان میم ها را صرفا تصاویر طنز دانست ؛بلکه آنها بخشی از ساز وکار تولید معنا و یکی از نشانه های تحولات فرهنگی و اجتماعی جهان امروز هستند . پس با اتکا به میم های منتشره نگاهی تازه به مسائل داشته باشیم و افکار عمومی را درک کنیم !

او از این واژه برای توصیف ایده‌ها، رفتارها و سبک‌های فرهنگی استفاده کرد که از یک فرد به فرد دیگر منتقل می‌شوند، مشابه انتقال ژن‌ها در زیست‌شناسی. داوکینز میم را به عنوان واحدی از اطلاعات فرهنگی تعریف می‌کند که می‌تواند از طریق تقلید، یادگیری، و یا ارتباطات اجتماعی منتشر شود.

به عبارتی، میم‌ها می‌توانند شامل هر چیزی از زبان، آداب و رسوم، ایده‌های هنری، و حتی سبک‌های زندگی باشند.

او بر این باور بود که میم‌ها نیز از فرآیند انتخاب طبیعی پیروی می‌کنند و برخی از آن‌ها به دلیل جذابیت یا کارایی‌شان در جامعه موفق‌تر از دیگران منتقل می‌شوند.

 

 

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌های تخصصی روابط عمومی به کانال پی آر در «بله» بپیوندید …

   
نوشته‌های مشابه
زمانِ شنیدنِ مردم؛ گذار از افراط به عقلانیت
امیرعباس تقی‌پور | مدیرمسئول ماهنامه مدیریت ارتباطات

زمانِ شنیدنِ مردم؛ گذار از افراط به عقلانیت

کارکنان؛ رسانه‌های فراموش‌شده سازمان
محمد علی یاری | مدیر ارتباطات و روابط‌ عمومی هلدینگ دکا

کارکنان؛ رسانه‌های فراموش‌شده سازمان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *