دوشنبه / ۱۵ تیر / ۱۴۰۵ Monday / 6 July / 2026
×
یکصد و نود و سومین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شد
با دو پرونده خواندنی درباره اینترنت و فناوری ارتباطات؛

یکصد و نود و سومین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شد

زمانِ شنیدنِ مردم؛ گذار از افراط به عقلانیت
امیرعباس تقی‌پور | مدیرمسئول ماهنامه مدیریت ارتباطات

زمانِ شنیدنِ مردم؛ گذار از افراط به عقلانیت

فاطمه‌زهرا جامی | دانشجوی روابط ‌عمومی دانشكده ارتباطات دانشگاه علامه‌ طباطبایی

ارتباطات را نجات دهید

اخبارِ تغييرات ساختاري در تنها دانشكده مستقلِ ارتباطات كشور، مثل آواري بر سرِ ما خراب شد. شنيديم كه قرار است فضاهاي آموزشي و پژوهشي اين خانه، پذيراي واحدهايي باشد كه نه تنها سنخيتي با ذاتِ «ارتباطات» ندارند، بلكه حضورشان، تيشه به ريشه اين دانشكده خواهد زد.
ارتباطات را نجات دهید

آژانس خبری پی آر؛ سه ماه سکوت. سه ماهِ تمام اینترنت، این رگ حیاتی قرن بیست‌ویکم، به یک ابزار دست‌نیافتنی تبدیل شد.

ما دانشجویانِ دانشکده ارتباطات که تمامِ هستی‌مان با «ارتباط گرفتن»، «دیده شدن» و «شنیده شدن» گره خورده، در این سه ماه در یک انزوای تحمیلی غرق بودیم. اما انگار تقدیر بر این بود که وقتی پس از ماه‌ها تلاش برای عبور از سدهای دیجیتالی، بالاخره به شبکه‌های اجتماعی دسترسی پیدا می‌کنیم، با خبری مواجه شویم که داغِ بزرگ‌تری بر دلمان می‌نشاند؛ خبری که نشان می‌دهد این «قطع ارتباط»، تنها محدود به پهنای باند نیست؛ این‌بار نوبت به «هویت» ما رسیده است.

اخبارِ تغییرات ساختاری در تنها دانشکده مستقلِ ارتباطات کشور، مثل آواری بر سرِ ما خراب شد. شنیدیم که قرار است فضاهای آموزشی و پژوهشی این خانه، پذیرای واحدهایی باشد که نه تنها سنخیتی با ذاتِ «ارتباطات» ندارند، بلکه حضورشان، تیشه به ریشه این دانشکده خواهد زد.

صحبت از استقرار «دانشکده بیمه» در قلبِ دانشکده ارتباطات است. سوال من به عنوان کسی که دیوارهای این دانشکده را خانه خود می‌داند، این است: با کدام عقلانیت؟ با کدام منطقِ مدیریتی؟

بیایید بدون تعارف و با زبانی ساده حرف بزنیم. دانشکده بیمه، با تمام احترامی که برای جایگاه علمی آن قائلیم، چه قرابتی با دغدغه‌های رسانه‌ای، روزنامه‌نگاری و روابط‌عمومی دارد؟

چرا باید فضایی که می‌تواند کارگاه‌های عملی، استودیوهای تخصصی یا شتاب‌دهنده‌های استارت‌آپی بچه‌های ارتباطات را در خود جای دهد، به تصمیمی اختصاص یابد که حاصلِ آن، تنها تضعیفِ کیفیتِ آموزشی در هر دو حوزه خواهد بود؟

پارادوکسِ ماجرا در اینجاست که محلِ استقرارِ فعلی دانشکده بیمه در ساختمان دانشکده مدیریت، بسیار مجهزتر، نوسازتر و حداقل سه برابر وسیع‌تر از ساختمانِ فرسوده و کم ‌امکانات ماست.

سال‌هاست که ما دانشجویانِ ارتباطات، با کمبودِ شدیدِ زیرساخت‌های کارگاهی دست‌وپنجه نرم می‌کنیم. در حالی که دنیا به سمتِ ادغامِ رسانه و تکنولوژی‌های نوظهور پیش می‌رود، ما هنوز درگیرِ ابتدایی‌ترین چالش‌های سخت‌افزاری مانند یک پروژکتور یا یک لپ‌تاپ سالم هستیم.

در تمام این سال‌ها، به جای آنکه فضای محدودِ دانشکده را صرفِ ایجادِ کارگاه‌های مجهز کنیم، شاهدِ تحمیلِ واحد‌هایی مثل پژوهشکده‌های علوم شناختی یا مجموعه‌هایی بوده‌ایم که گویی تنها رسالتشان، اشغالِ فضای تنفسی دانشجویانِ ارتباطات بوده است.

حالا در ادامه همان مسیر، قرار است هویتِ دانشکده نیز به کما برود. واقعیت این است که «دانشکده ارتباطات»، تنها مجموعه‌ای از کلاس‌های درس و میز و صندلی نیست؛ اینجا خانه‌ای است که قرار است در آن «اندیشه رسانه‌ای» تولید شود.

چطور می‌توان از دانشجویی که درگیرِ جنگِ فضای فیزیکی برای برگزاری یک کارگاه ساده است یا برای یک تمرینِ استودیویی باید روزها منتظر بماند، انتظار داشت که «صدا»ی جامعه باشد؟ وقتی خانه، امن و پویا نباشد، وقتی ساختارها مدام در حالِ دستخوش تغییراتِ غیرکارشناسی باشند، خلاقیت در نطفه خفه می‌شود.

این تصمیم، بیش از آنکه یک جابه‌جایی ساده باشد، نشان‌دهنده یک «نگاهِ تقلیل‌گرایانه» به رشته ارتباطات است.

گویی در نگاهِ تصمیم‌گیران، دانشکده ارتباطات صرفا یک «فضای خالی اداری» است که می‌توان هر مجموعه‌ای را در آن قرار داد. آنها نمی‌دانند یا نمی‌خواهند بدانند که رسانه، نیازمندِ اتمسفرِ خاصِ خود است.

استقرارِ واحدهای غیرمرتبط، نه تنها از کیفیتِ آموزشی ما می‌کاهد، بلکه فضای تعاملِ حرفه‌ای ما را که شالوده آموزشِ ارتباطات است، متلاشی می‌کند.

پرسشِ اصلی ما دانشجویان از مسوولانِ دانشگاه این است: آیا برای این تغییرات، پیوسته کارشناسی وجود دارد؟ آیا آثارِ منفی این همنشینی نامتوازن را بر ظرفیت‌های پژوهشی دانشکده سنجیده‌اید؟ یا قرار است هزینه تصمیماتِ غیرعقلانی را دانشجو با فرسایشِ روح و روانش پرداخت کند؟

بعد از تعطیلی خانه اندیشمندان علوم انسانی، حالا نوبت به یگانه سنگرِ ما برای فهمِ جهانِ پیچیده و درهم‌تنیده رسانه و ارتباطات رسیده است.

اجازه ندهید این سنگر با تصمیماتِ پشت ‌درهای بسته، به یک بایگانی متروکه تبدیل شود. ارتباطات را نجات دهید؛ پیش از آنکه تنها نامی از آن بر سر درِ دانشکده باقی بماند.

ما در این خانه، چیزی جز «آینده‌سازی» نمی‌خواهیم، اما بدونِ این خانه، ما هم برای آینده، سرگشته و بی‌قراریم.

امیدوارم این کلمات، پیش از آنکه جابه‌جایی‌ها نهایی شوند، به گوشِ مسوولانی برسد که شاید هنوز، «صدای دانشجو» را یکی از اصلی‌ترین ستون‌های دانشگاه می‌دانند.

ارتباطات را نجات دهید، نه فقط برای ما که برای آینده رسانه‌ای این سرزمین.

 

 

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌های تخصصی روابط عمومی به کانال پی آر در «بله» بپیوندید …

   
نوشته‌های مشابه
زمانِ شنیدنِ مردم؛ گذار از افراط به عقلانیت
امیرعباس تقی‌پور | مدیرمسئول ماهنامه مدیریت ارتباطات

زمانِ شنیدنِ مردم؛ گذار از افراط به عقلانیت

کارکنان؛ رسانه‌های فراموش‌شده سازمان
محمد علی یاری | مدیر ارتباطات و روابط‌ عمومی هلدینگ دکا

کارکنان؛ رسانه‌های فراموش‌شده سازمان

بازتعریف مأموریت روابط‌عمومی در عصر روابط‌عمومی استراتژیک
محمداحسان خرامید | معاون ارتباطات سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران

بازتعریف مأموریت روابط‌عمومی در عصر روابط‌عمومی استراتژیک

بحران خاموش در روابط عمومی ایران
احمد یحیایی ایله‌ای | مدرس علوم ارتباطات و‌ روابط عمومی

بحران خاموش در روابط عمومی ایران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *