روایت ارتباطی از رونمایی هویت بصری جدید نوشیدنی «شریسا»
ابراهیم بهمنی مدیر روابط عمومی پارس عسلویه شد
مهرشاد ملکی دبیر کمیته روابط عمومی فدراسیون کوهنوردی شد
امنیت دادهها بخشی از مسئولیتِ حرفهای روابطعمومی است
عبور از ابرمسائل کشور با همگرایی روابطعمومیها و رسانهها
هوش مصنوعی چگونه روابطعمومی را نوسازی میکند؟
چگونه روابطعمومی سرمایه اجتماعی سازمان را میسازد؟
پزشکیان فردا به نیویورک میرود
پاسخ روابطعمومی تأمین اجتماعی به ابهامات حقوق شهریور
تحولات تازه روابطعمومی، الگوهای سنتی ارتباطات را تغییر میدهد
هشدار روابط عمومی وزارت بهداشت درباره واکسن آنفلوآنزا
مدیر اسبق روابط عمومی شستا به بیمه مرکزی رفت
هوش مصنوعی از دسترسی عمومی تا بحران مالکیت فکری
نقش روابط عمومیها در تقویت رضایتمندی بیمهگزاران
انتشار کتاب «سکوت سرد زمان؛ گفتوگوهایی درباره گفتوگو»
چرا مدیران عامل آینده ممکن است از حوزهٔ روابطعمومی بیایند
فراخوان عضویت در کانون روابط عمومی و تبلیغات خانه تئاتر
بانک توسعه تعاون در جشنواره ملی روابطعمومی درخشید
تأکید روابطعمومی آموزش و پرورش بر آموزش حضوری مدارس
نقش روابط عمومی مؤسسات مالی در زمان جنگ
دپارتمان ارتباطات دِکا حائز ۹ رتبه برتر در جشنواره انتشارات روابطعمومی
چگونه برند خود را به منبع قابل استناد هوش مصنوعی تبدیل کنیم؟
گروه کشتیرانی در جشنواره انتشارات روابط عمومی درخشید
چرا انتخاب بهترین شرکت روابطعمومی کار هوش مصنوعی نیست؟
هشدار جدی روابطعمومی سازمان تأمین اجتماعی به بازنشستگان
بانک سینا موفق به کسب تندیس ویژه انتشارات روابطعمومی شد
درخشش روابط عمومی پگاه در جشنواره انتشارات روابط عمومی
وقتی شعر، بازویِ استراتژیکِ روابط عمومی میشود
روابط عمومی و تولید قدرت اجتماعی؛ نظریهای برای جامعه مدنی
مهمترین روندهای روابطعمومی جهان در سال ۲۰۲۶
داوری ۱۵۰۰ اثر در بیست و یکمین جشنواره انتشارات روابطعمومی
چگونه شرکتهای روابطعمومی، اعتبار نویسندگان را میسازند؟
هوش مصنوعی؛ دستیار، نه سردبیر
گرافدی صحنه را به روایتهای دستاول روابطعمومی میسپارد
گامی استراتژیک در جهت ارتقای روابط عمومیهای صنعت آب و برق
بازگشت به پیامرسانهای خارجی،جانِ تازه برای روابطعمومیها
پاییز ارتباطات؛ بازخوانی نقش دیپلماسی فرهنگی در روزهای دشوار ایران
چگونه هوش مصنوعی، مرزهای سنتیِ روابطعمومی را جابجا میکند؟
فرسودگی، سایهی سنگین بر سرِ روابطعمومیها است
چرا روابطعمومی باید بر مدیریت روابط تمرکز کند؟
رئیسجمهور بر نظام شبکه در حوزه روابطعمومیها تاکید دارد
۱۲۰ آژانس برتر و نوآور روابطعمومی در سال ۲۰۲۷ انتخاب شدند
علیرضا حبیبی سرپرست روابط عمومی سازمان برنامه و بودجه شد
مدل راهبری روابط عمومی مرکز مطالعات بینالملل رونمایی شد
مریم زربان مدیر روابط عمومی ورزش و جوانان خراسان جنوبی شد
محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی در روابطعمومی تغییر مییابد
آیا تکنولوژی میتواند نسل بشر را نابود کند؟
تاکید روابطعمومی وزارت بهداشت از حضور در شبکههای اجتماعی
اصطلاحات تخصصی روابطعمومی در مسیر اشتباه!
علی فلاحی مدیر روابطعمومی شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی شدآژانس خبری پی آر؛ سه ماه سکوت. سه ماهِ تمام اینترنت، این رگ حیاتی قرن بیستویکم، به یک ابزار دستنیافتنی تبدیل شد.
ما دانشجویانِ دانشکده ارتباطات که تمامِ هستیمان با «ارتباط گرفتن»، «دیده شدن» و «شنیده شدن» گره خورده، در این سه ماه در یک انزوای تحمیلی غرق بودیم. اما انگار تقدیر بر این بود که وقتی پس از ماهها تلاش برای عبور از سدهای دیجیتالی، بالاخره به شبکههای اجتماعی دسترسی پیدا میکنیم، با خبری مواجه شویم که داغِ بزرگتری بر دلمان مینشاند؛ خبری که نشان میدهد این «قطع ارتباط»، تنها محدود به پهنای باند نیست؛ اینبار نوبت به «هویت» ما رسیده است.
اخبارِ تغییرات ساختاری در تنها دانشکده مستقلِ ارتباطات کشور، مثل آواری بر سرِ ما خراب شد. شنیدیم که قرار است فضاهای آموزشی و پژوهشی این خانه، پذیرای واحدهایی باشد که نه تنها سنخیتی با ذاتِ «ارتباطات» ندارند، بلکه حضورشان، تیشه به ریشه این دانشکده خواهد زد.
صحبت از استقرار «دانشکده بیمه» در قلبِ دانشکده ارتباطات است. سوال من به عنوان کسی که دیوارهای این دانشکده را خانه خود میداند، این است: با کدام عقلانیت؟ با کدام منطقِ مدیریتی؟
بیایید بدون تعارف و با زبانی ساده حرف بزنیم. دانشکده بیمه، با تمام احترامی که برای جایگاه علمی آن قائلیم، چه قرابتی با دغدغههای رسانهای، روزنامهنگاری و روابطعمومی دارد؟
چرا باید فضایی که میتواند کارگاههای عملی، استودیوهای تخصصی یا شتابدهندههای استارتآپی بچههای ارتباطات را در خود جای دهد، به تصمیمی اختصاص یابد که حاصلِ آن، تنها تضعیفِ کیفیتِ آموزشی در هر دو حوزه خواهد بود؟
پارادوکسِ ماجرا در اینجاست که محلِ استقرارِ فعلی دانشکده بیمه در ساختمان دانشکده مدیریت، بسیار مجهزتر، نوسازتر و حداقل سه برابر وسیعتر از ساختمانِ فرسوده و کم امکانات ماست.
سالهاست که ما دانشجویانِ ارتباطات، با کمبودِ شدیدِ زیرساختهای کارگاهی دستوپنجه نرم میکنیم. در حالی که دنیا به سمتِ ادغامِ رسانه و تکنولوژیهای نوظهور پیش میرود، ما هنوز درگیرِ ابتداییترین چالشهای سختافزاری مانند یک پروژکتور یا یک لپتاپ سالم هستیم.
در تمام این سالها، به جای آنکه فضای محدودِ دانشکده را صرفِ ایجادِ کارگاههای مجهز کنیم، شاهدِ تحمیلِ واحدهایی مثل پژوهشکدههای علوم شناختی یا مجموعههایی بودهایم که گویی تنها رسالتشان، اشغالِ فضای تنفسی دانشجویانِ ارتباطات بوده است.
حالا در ادامه همان مسیر، قرار است هویتِ دانشکده نیز به کما برود. واقعیت این است که «دانشکده ارتباطات»، تنها مجموعهای از کلاسهای درس و میز و صندلی نیست؛ اینجا خانهای است که قرار است در آن «اندیشه رسانهای» تولید شود.
چطور میتوان از دانشجویی که درگیرِ جنگِ فضای فیزیکی برای برگزاری یک کارگاه ساده است یا برای یک تمرینِ استودیویی باید روزها منتظر بماند، انتظار داشت که «صدا»ی جامعه باشد؟ وقتی خانه، امن و پویا نباشد، وقتی ساختارها مدام در حالِ دستخوش تغییراتِ غیرکارشناسی باشند، خلاقیت در نطفه خفه میشود.
این تصمیم، بیش از آنکه یک جابهجایی ساده باشد، نشاندهنده یک «نگاهِ تقلیلگرایانه» به رشته ارتباطات است.
گویی در نگاهِ تصمیمگیران، دانشکده ارتباطات صرفا یک «فضای خالی اداری» است که میتوان هر مجموعهای را در آن قرار داد. آنها نمیدانند یا نمیخواهند بدانند که رسانه، نیازمندِ اتمسفرِ خاصِ خود است.
استقرارِ واحدهای غیرمرتبط، نه تنها از کیفیتِ آموزشی ما میکاهد، بلکه فضای تعاملِ حرفهای ما را که شالوده آموزشِ ارتباطات است، متلاشی میکند.
پرسشِ اصلی ما دانشجویان از مسوولانِ دانشگاه این است: آیا برای این تغییرات، پیوسته کارشناسی وجود دارد؟ آیا آثارِ منفی این همنشینی نامتوازن را بر ظرفیتهای پژوهشی دانشکده سنجیدهاید؟ یا قرار است هزینه تصمیماتِ غیرعقلانی را دانشجو با فرسایشِ روح و روانش پرداخت کند؟
بعد از تعطیلی خانه اندیشمندان علوم انسانی، حالا نوبت به یگانه سنگرِ ما برای فهمِ جهانِ پیچیده و درهمتنیده رسانه و ارتباطات رسیده است.
اجازه ندهید این سنگر با تصمیماتِ پشت درهای بسته، به یک بایگانی متروکه تبدیل شود. ارتباطات را نجات دهید؛ پیش از آنکه تنها نامی از آن بر سر درِ دانشکده باقی بماند.
ما در این خانه، چیزی جز «آیندهسازی» نمیخواهیم، اما بدونِ این خانه، ما هم برای آینده، سرگشته و بیقراریم.
امیدوارم این کلمات، پیش از آنکه جابهجاییها نهایی شوند، به گوشِ مسوولانی برسد که شاید هنوز، «صدای دانشجو» را یکی از اصلیترین ستونهای دانشگاه میدانند.
ارتباطات را نجات دهید، نه فقط برای ما که برای آینده رسانهای این سرزمین.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلهای تخصصی روابط عمومی به کانال پی آر در «بله» بپیوندید …
دیدگاهتان را بنویسید