یکشنبه / ۲۹ شهریور / ۱۴۰۵ Sunday / 20 September / 2026
×
هوش مصنوعی از دسترسی عمومی تا بحران مالکیت فکری
دکتر فردین مصطفایی | پژوهشگر حوزه رسانه

هوش مصنوعی از دسترسی عمومی تا بحران مالکیت فکری

نقش روابط عمومی‌ها در تقویت رضایتمندی بیمه‌گزاران
مریم زمردیان | مدیر روابط عمومی شرکت بیمه سامان

نقش روابط عمومی‌ها در تقویت رضایتمندی بیمه‌گزاران

نگین خواجه نصیر | فعال حوزه ارتباطات و رسانه

عصر مخاطب؛ پایان نسخه‌های آماده در روابط عمومی

مخاطبی که زمانی با چند متغیر جمعیت‌شناختی تعریف می‌شد، اکنون در شبکه‌ای از هویت‌ها، تجربه‌ها، عواطف و موقعیت‌های متغیر زندگی می‌کند؛ ممکن است در برابر یک موضوع بی‌اعتنا باشد و در مواجهه با موضوعی دیگر، به منتقد، مفسر یا حتی کنشگری اثرگذار تبدیل شود.
عصر مخاطب؛ پایان نسخه‌های آماده در روابط عمومی

به گزارش آژانس خبری پی آر؛ در عصر انفجار داده‌ها، مسئله‌ی روابط عمومی دیگر کمبود اطلاعات درباره مخاطب نیست؛ بلکه چالش اصلی، فهمِ «معنایِ در حالِ تغییر» است. مخاطبانی که روزگاری تنها با متغیرهای جمعیت‌شناختی تعریف می‌شدند، اکنون در شبکه‌ای از تجربه‌ها، عواطف و موقعیت‌های سیال، به کنشگران اصلی تولید معنا تبدیل شده‌اند.

نگین خواجه‌نصیر دکترای مدیریت رسانه و فعال حوزه ارتباطات و رسانه، در یادداشت تحلیلی پیش‌رو که اختصاصی برای آژانس خبری روابط عمومی ایران نگاشته شده، با به چالش کشیدن مفاهیم کلاسیکِ «مخاطب هدف»، ما را به بازنگری در بنیادی‌ترین پرسشِ حرفه‌ای‌مان فرا می‌خواند: وقتی پیام به مخاطب می‌رسد، او با آن چه می‌کند؟

این نوشتار، دعوتی است به فراتر رفتن از آمارِ انتشار و ورود به ساحتِ «هوش تفسیری» در روابط عمومی مدرن.

 

شاید مسئله روابط عمومی امروز، کمبود اطلاعات درباره مخاطب نباشد؛ مسئله این است که هرچه بیشتر درباره مخاطب می‌دانیم، پیش‌بینی او دشوارتر می‌شود.

مخاطبی که زمانی با چند متغیر جمعیت‌شناختی تعریف می‌شد، اکنون در شبکه‌ای از هویت‌ها، تجربه‌ها، عواطف و موقعیت‌های متغیر زندگی می‌کند؛ ممکن است در برابر یک موضوع بی‌اعتنا باشد و در مواجهه با موضوعی دیگر، به منتقد، مفسر یا حتی کنشگری اثرگذار تبدیل شود.

همین تغییر، مفهوم کلاسیک «مخاطب هدف» را با پرسشی جدی مواجه کرده است. سن، تحصیلات، شغل و جغرافیا هنوز اطلاعات مهمی هستند، اما دیگر برای توضیح رفتار ارتباطی کافی نیستند؛ زیرا آنچه واکنش مخاطب را شکل می‌دهد، فقط این نیست که «چه کسی است»، بلکه این است که در چه زمینه‌ای، با چه تجربه‌ای و از چه موقعیتی با پیام مواجه می‌شود.

از این منظر، روابط عمومی ناگزیر است از طبقه‌بندی مخاطب به سمت فهم موقعیت ارتباطی او حرکت کند.

در امتداد همین تحول، ادبیات جدید روابط عمومی از مفهوم «عموم‌های شورمند» (Passionate Publics) سخن می‌گوید؛ رویکردی که شکل‌گیری «عموم» را فقط نتیجه محاسبه عقلانی یا مواجهه با یک مسئله نمی‌داند، بلکه برای عاطفه، تعلق، تجربه زیسته و پیوندهای شبکه‌ای نقش تعیین‌کننده قائل است.

در این نگاه، عموم‌ها الزاماً گروه‌هایی ثابت و از پیش موجود نیستند؛ می‌توانند پیرامون یک احساس یا مسئله شکل بگیرند، شدت پیدا کنند و دوباره فروکش کنند. در نتیجه،

واحد تحلیل روابط عمومی نیز از «مخاطب ثابت» به سمت عموم‌های سیال و موقعیتی حرکت می‌کند.

این تغییر نظری، پیامد عملی مهمی دارد. مخاطب فقط دریافت‌کننده پیام نیست؛ آن را تفسیر می‌کند، درباره‌اش گفت‌وگو می‌کند، بخشی از آن را برجسته می‌سازد و گاه روایتی می‌آفریند که از روایت اولیه اثرگذارتر می‌شود. به بیان دیگر، قدرت ارتباطی تنها در اختیار کسی نیست که پیام را آغاز می‌کند؛ بخشی از آن در فرایند هم‌آفرینی معنا میان کنشگران مختلف شکل می‌گیرد.

در نتیجه، سازمان می‌تواند بر تولید و انتشار پیام تسلط داشته باشد، اما مالک معنای نهایی آن نیست. پیام پس از انتشار وارد جهان مخاطب می‌شود؛ جهانی متأثر از حافظه، تجربه، عاطفه، هویت و گفت‌وگوهای اجتماعی.

به همین دلیل، آنچه فرستنده قصد بیانش را دارد الزاماً همان چیزی نیست که مخاطب دریافت می‌کند و آنچه مخاطب دریافت می‌کند نیز لزوماً همان چیزی نیست که به دیگران منتقل خواهد کرد.

اینجاست که مسئله روابط عمومی از «رساندن پیام» فراتر می‌رود و به فهم زندگی پیام پس از انتشار می‌رسد.

اینکه پیام در مسیر گردش خود چه معنایی پیدا می‌کند، چه کسانی آن را بازتعریف می‌کنند، کدام عاطفه به آن قدرت می‌بخشد و چگونه تفسیری حاشیه‌ای می‌تواند به روایتی مسلط تبدیل شود، بخشی از واقعیت ارتباطی است که با آمار انتشار به‌تنهایی قابل فهم نیست.

به همین دلیل، بازدید، دسترسی و نرخ تعامل، هرچند ضروری‌اند، برای سنجش اثر ارتباطی کفایت نمی‌کنند. آنها نشان می‌دهند پیام تا کجا رفته است، نه اینکه در ذهن و جهان مخاطب چه اتفاقی برای آن افتاده است.

میان دیده‌شدن، فهمیده‌شدن، پذیرفته‌شدن و اثرگذاشتن فاصله‌ای وجود دارد و بخش مهمی از دانش حرفه‌ای روابط عمومی دقیقاً در شناخت همین فاصله شکل می‌گیرد.

روابط عمومی در «عصر مخاطب» بیش از نسخه‌های ارتباطی آماده، به هوش تفسیری نیاز دارد؛ قابلیتی برای فهم زمینه، تشخیص تغییر حساسیت‌ها و درک اینکه چرا یک پیام در یک موقعیت پذیرفته و همان پیام در موقعیتی دیگر پس زده می‌شود.

چنین نگاهی، مخاطب را نه عددی در گزارش عملکرد و نه آخرین حلقه فرایند ارتباط، بلکه یکی از کنشگران اصلی تولید معنا می‌بیند.

شاید از همین رو، پرسش حرفه‌ای روابط عمومی نیز باید تغییر کند. سال‌ها پرسیده‌ایم: «پیام ما به چند نفر رسید؟» اکنون باید پرسید: «وقتی پیام به مخاطب رسید، مخاطب با آن چه کرد؟»

زیرا در عصر مخاطب، ارتباط در لحظه انتشار پایان نمی‌یابد؛ از همان‌جا آغاز می‌شود.

 

 

 

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌های تخصصی روابط عمومی به کانال پی آر در «بله» بپیوندید …

     
نوشته‌های مشابه
هوش مصنوعی از دسترسی عمومی تا بحران مالکیت فکری
دکتر فردین مصطفایی | پژوهشگر حوزه رسانه

هوش مصنوعی از دسترسی عمومی تا بحران مالکیت فکری

نقش روابط عمومی‌ها در تقویت رضایتمندی بیمه‌گزاران
مریم زمردیان | مدیر روابط عمومی شرکت بیمه سامان

نقش روابط عمومی‌ها در تقویت رضایتمندی بیمه‌گزاران

چرا مدیران عامل آینده ممکن است از حوزهٔ روابط‌عمومی بیایند
دایان شوارتز | مدیرعامل «ریگان کامیونیکیشنز»

چرا مدیران عامل آینده ممکن است از حوزهٔ روابط‌عمومی بیایند

نقش روابط عمومی مؤسسات مالی در زمان جنگ
مصطفی علی پور جدی | کارشناس روابط عمومی و مدرس دانشگاه

نقش روابط عمومی مؤسسات مالی در زمان جنگ

وقتی شعر، بازویِ استراتژیکِ روابط عمومی می‌شود
حجت بقایی | دبیر کارگروه صلح و سازش

وقتی شعر، بازویِ استراتژیکِ روابط عمومی می‌شود

روابط عمومی و تولید قدرت اجتماعی؛ نظریه‌ای برای جامعه مدنی
دکتر احمد یحیایی ایله ای | استاد روابط عمومی

روابط عمومی و تولید قدرت اجتماعی؛ نظریه‌ای برای جامعه مدنی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *