یکصد و نود و سومین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شد
زمانِ شنیدنِ مردم؛ گذار از افراط به عقلانیت
طاهره عبدالهی سرپرست روابطعمومی شرکت دماوند انرژی عسلویه شد
اطلاعیه روابطعمومی دولت درباره حاشیههای اظهارات قائمپناه
کارکنان؛ رسانههای فراموششده سازمان
اطلاعیه روابط عمومی بانک مرکزی درباره فعالیت شعب بانکها
روابط عمومیهای استان بوشهر تجهیز و توانمند میشوند
محمود سلطانآبادی مدیر روابط عمومی بیمه معلم شد
اطلاعیه مهم روابط عمومی وزارت کار درباره تعطیلیهای هفته آینده
در نشست شورای هماهنگی روابطعمومی دستگاههای اجرایی چه گذشت؟
هیئت علمی و داوران جشنواره روابط عمومی «رِسا» مشخص شد
بازتعریف مأموریت روابطعمومی در عصر روابطعمومی استراتژیک
تشریح برنامههای جدید هلدینگ تاپیکو در حوزه روابط عمومی
ضرورت حضور فعال روابط عمومی دستگاهها در شبکههای اجتماعی
نسیم شاهمنصوری مدیر روابطعمومی بیمه تعاون شد
مهرداد رضائی سرپرست حوزه مدیریت و روابطعمومی بانک ملی شد
نقش میمها؛ پیشرانهای پنهان افکار عمومی در عصر دیجیتال
آمار خبر، معیار نادرست برای سنجش عملکرد روابطعمومی است
بحران خاموش در روابط عمومی ایران
واکنش روابطعمومی فدراسیون فوتبال به حذف تیم ملی ایران
آژانس بورسون جایزه بزرگ روابطعمومی کن را از آن خود کرد
جشنواره کن ۲۰۲۶ برندگان روابطعمومی و رسانه را معرفی کرد
چرا روابطعمومی بر اصلاحات واقعی اولویت دارد؟
روایتگری حرفهای؛ حلقه مفقوده توسعه پایدار صنعت
شماره ۳۰ ماهنامه «راهبرد ارتباطات و روابط عمومی» منتشر شد
مهارتهای لازم برای موفقیت روابطعمومیهای جوان
سایتهای دانشگاهی نباید آلبوم عکس مدیران باشند
درگذشت جن اسنید مدیر برجسته روابط عمومی صنعت تبلیغات
داستان موفقیت یک دانشجوی روابط عمومی در دانشگاه ایندیانا
آغاز تغییر با انتصاب یک مدیر روابط عمومی آمریکایی در واتیکان
تحلیل آینده روابط عمومی، اخلاق حرفهای و اعتماد عمومی در عصر فناوری
جدایی تیم روابطعمومی از ترامپ موبایل و تشدید بحران اعتبار برند
سرپرست جدید شرکت خدمات ارتباطی رایتل، منصوب شد
امیر سرتیپ اصغر زبرجدی مدیرکل روابطعمومی وزارت دفاع شد
هوش مصنوعی و سوتی عربی روابط عمومی جدید بیمه دانا
مدیر روابطعمومی کشت و صنعت اشراق در جمع استعدادهای برتر
روایت یک راهبرد ارتباطی از بزرگترین عرضه اولیه صنعت پتروشیمی
غافلگیری دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه آزاد
نقش روابط عمومی، هنر سکوت استراتژیک در روزهای پرالتهاب
هشدارِ ارتباطی هادی خانیکی استاد برجسته ارتباطات به مسئولان
تعیین نرخ دستمزد خدمات «رسانه و ارتباطات تئاتر» در سال ۱۴۰۵
سرعت، خلاقیت و امکان تحلیل دادهها، ضروریات روابط عمومی
شفیعی طهران مسئول روابط عمومی IKN شد
نخستین هماندیشی رسانه و روابط عمومی هرمزگان برگزار شد
مدیر روابط عمومی شرکت پشتیبانی امور دام کشور منصوب شد
معدن در عصر روایت؛ وقتی ارزشآفرینی بدون اطلاعرسانی دیده نمیشود
تپسل پلتفرم رپورتاژ آگهی «پابلیکا» را خریداری کرد
رِسا؛ رقابت روابطعمومیهای سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران
اطلاعیه روابط عمومی تامین اجتماعی در خصوص بازنشستگان
عدالت اجتماعی، مسیر تازه روابطعمومی در بنگاههای تجاری استآژانس خبری پی آر؛ آیا تا به حال از خودتان پرسیدهاید چرا با وجود این همه فارغالتحصیل، رسانه، انجمن، وبینار و کلاسهای متعدد با عنوان «چگونه مدیر روابط عمومی شوید»، ما همچنان هر روز با بحرانهای رسانهای، بیانیههای متناقض، سکوتهای فرساینده و شکاف عمیق بین جامعه و نهادها روبهرو هستیم؟
بیایید همهچیز را هم مطلقا منفی نبینیم. در بخش خصوصی و برخی شرکتهای بزرگ، نمونههایی از روابط عمومی حرفهای دیده میشود که در کارنامه خود از کمپینهای خلاق گرفته تا پاسخگویی سریع و مدیریت شفاف را دارند و این موضوع خود نشاندهنده وجود ظرفیت و دانش این حوزه در کشور است.
اما پرسش اینجاست که چرا این الگو به شکل فراگیر به حوزه عمومی و دولتی سرایت نکرده است؟ اگر دقیقتر نگاه کنیم، دو علت عمده را برای وضعیت فعلی روابط عمومی در ایران میتوان در نظر گرفت:
۱. وابستگی مالی و سازمانی
بخش بزرگی از مدیران روابط عمومی در نهادهای دولتی و عمومی، نه بهعنوان مشاور و متخصص ارتباطات، بلکه بهعنوان حقوقبگیر و چشم و گوش بینای روسا دیده میشوند. از قضا این وابستگی و رابطه رییس و مرئوسی، روابط عمومی را از نقش «پل ارتباطی» به جایگاه «بلندگوی تبلیغاتی» تقلیل داده است. در چنین شرایطی طبیعی است بقای شغلی در گرو تکرار روایت صرفا مطلوب و یکطرفه باشد و جایی برای شنیدن صدای واقعی جامعه و پاسخ به انتقادات باقی نمیماند.
۲. جهل آگاهانه و وابستگی به ترندهای جعلی
بخش دوم ماجرا همان چیزی است که میتوان آن را «جهل آگاهانه» نامید. همه میدانند که بخش بزرگی از آنچه در شبکههای اجتماعی بهعنوان موج یا ترند شکل میگیرد، لزوما بازتابدهنده تمام یا حتی بخشی از واقعیات جامعه نیست؛ بلکه محصول کمپینهای تبلیغاتی و سیاسی هدایتشده میان جریانهای قدرت است. اما چون اقتصاد رسانهها و کسبوکار مشاوران ارتباطی به منافع همین شبکهها گره خورده، کمتر کسی حاضر به اعتراف و دوری از این رویه معیوب است.
در نتیجه بخش قابل توجهی از روابط عمومیها، مشاوران و رسانهها به جای شناخت و مطالبهگری نیازهای واقعی جامعه، به دنبالهروی از موجهای مصنوعی مشغول شدهاند و صرفاً کارکردی واکنشی و نه کنشی و خلاقانه دارند. برای اثبات این مدعا کافی است از خود پرسید: دقیقا، چند سازمان یا نهادی آغازگر یک جریان رسانهای مثبت بوده و توانستهاند با ایجاد یک موج ملی، مردم را در موضوعی همراه و متقاعد کند؟
مرگ رسانهها و ضعف روابط عمومیها همان چیزی است که شکاف بین مردم و نهادها را هر روز بیشتر کرده و میکند. در چنین فضایی، «اطلاعرسانی» جای «گفتوگو» را میگیرد و «بیانیه یکطرفه» جای «پاسخگویی» مینشیند. این دقیقاً نقطهای است که روابط عمومی نقش زنده و پویایی خود را از دست داده و و به ابزار تکرار و تبلیغات غیراقناعی تقلیل مییابد.
اگرچه شاید نتوان با قاطعیت از مرگ روابط عمومی در ایران سخن گفت، اما بیتردید باید اعتراف کرد: روابطعمومیهای ما سالهاست با بیماری مزمن مواجه هستند که نه با جامعه گفتوگو میکنند و نه از آن میآموزند، لذا مادامیکه روابط عمومیها از نگاه رفع تکلیفی، تضمین مسرت مدیران! و اسارت در ترندهای جعلی شبکههای اجتماعی رها نشوند، این بیماری ادامه دارد. و همینجاست که باید دوباره یادآوری کرد که: «سرمایه اصلی روابط عمومی، اعتماد عمومی است؛ نه بودجه، نه بیانیه و نه ترندها.»
دیدگاهتان را بنویسید